موريتس دو كوتز بوئه ( مترجم : محمود هدايت )
92
مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى )
از كوههائى كه شرح دادم تا شهر نخجوان نه تنها نقطهاى كه قابل شرح و بيان باشد ملاحظه نشد بلكه يك خانه يا يك ساقهء علف هم نديديم - تپههاى خاك پياپى طول جاده را گرفته و عموما از آفتاب سوخته بود - يك شكل بودن راه خيلى كسل كننده است - در انتهاى اين منظره شهرى مشاهده شد كه داراى درخت و مفرح قلب ما بود . خان نخجوان كه پيرمرد كورى بود با چند هزار سوار باستقبال ما آمد - خانهها و معابر تمام از مردان مسلح مملو و اين منتها درجه تجليل و تكريم بود - اين مرد محترم كه شايد متقىترين اشخاص اين ولايت و موسوم به كلبعلى است زمانى از اعاظم مالكين نخجوان بشمار ميآمده و چون دولت نسبت به او خوشبين نبوده چشمش را برسم معمول كور و اموالش را ضبط كرده و پنجسال است به اين صورت با خانواده خود بسر ميبرد . فعلا دو ماه بود كه بتقاضاى عموم اهالى كه در غيبت او خيلى به آنان ظلم شده بود حكمرانى شهر را ترحما به او واگذار كرده بودند كه از ادارهء اموالى كه سابقا به خودش تعلق داشته خوشدل باشد - سفيركبير از اين زحمتى كه براى ما به خود داده بود خيلى ملامتش كرد و آنچه شايسته سن و مقام او بود ابراز داشت . اين شهر را دولت روسيه بسركردگى ژنرال نبولسن گرفت دامنهء فتوحاتش به همان محدود شد . راحتى منزل و خستگى راهى كه از ايروان تا اينجا تحمل كرده بوديم سفير را بر آن داشت كه يكروز در اين شهر بماند خانهاى كه در آن منزل داشتيم مانند ساير منازل اعيان شهر عبارت از چندين دست حياط كوچك پىدرپى و عمارتى بود كه بوسيلهء راهروهاى تاريكى بهم مربوط ميشد - هر اطاقيرا يك در ورود بيش نبود - حرم عبارت از مجموع اطاقهاى زنان است كه عمارتى را تشكيل داده و رو بخارج